دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بگذار تا بشکنم این بغض را درست حوالی یک روز آبانی بود که دلم میان گیر و دار حادثه در کوچه های بارانی شکست و عاشق شد و سه شنبه را به سوگ نشست.... درست حوالی آبان هزار و سیصد و درد بود که ناباوری برایم باور شد و در انتظار برگشتنت رفتنت را گریستم درست حوالی بغض و تنهایی و غروب و باران بود قطار رفت تو رفتی و ایستگاه مرا با خود برد

1390/08/10 - 00:50
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)