چی میشد گر دل اشفته ی من به شهر چشمای تو عادت نمیکرد پرستوی نگاهت ناگهان از دل اشفته من هجرت نمیکرد چه میشد اولین روزه جدایی برایم تا قیامت شب نمیشد وجود پاک و سرشار از امیدم گرفتار سکوت شب نمیشد چه میشد میتوانستم برایت غزل های بگویم عاشقانه و یا در اخریم مصرع شعرم بگیرم از وجودت یک نشانه چه میشد زیر باران نگاهت , گل نیلوفری را دیده بودم و یا از باغ همسایه شبانه گل مریم برایت چیده بودم چی میشد زیر سقف نیلی شب کنارم عاشقانه مینشستی نمیگفتی مسافر هستی امشب تو بغض خسته ام را میشکستی
1390/08/11 - 10:50 در
چهار راه