چند تا مرد تو رخت كن یه باشگاه گلف بودن،.... موبایل یكیشون زنگ می زنه،... یکی گوشی رو برمیداره و رو اسپیكر میذاره و شروع به صحبت می كنه،.... همه ساكت میشن و به صحبت اوونا گوش میدن......: مرد: بله بفرمایید زن: سلام عزیزم، ...باشگاه هستی؟ ....مرد:سلام بله باشگاه هستم..... زن: من الان توی فروشگاهم یك كت چرمی خیلی شیك دیدم فقط هزار دلاره میشه بخرم؟ .... مرد: آره اگه خیلی خوشت اومده بخر..... زن:می دونی از كنار نمایشگاه ماشین هم كه رد میشدم دیدم اون مرسدس بنزی كه خیلی دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خیلی دلم میخواد یكی از اون ها رو داشته باشم ...مرد:چنده؟.... زن:شصت هزار دلار .....مرد:باشه اما با این قیمتی كه داره باید مطمئن بشی كه همه چیزش رو به راهه .....زن: آخ مرسی یه چیز دیگه هم مونده اون خونه ای كه پارسال ازش خوشم میومد رو هم واسه فروش گذاشتن 950000 دلاره ......مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه میتونی بخرش.... زن: باشه بعدا میبینمت خیلی دوست دارم.... مرد:بای .......مرد گوشی رو قطع میكنه، مردای دیگر با تعجب، مات و مبهوت بهش خیره میشن!.. بعد یارو می پرسه : این گوشی مال كیه ... !؟
1390/08/11 - 21:15 در
داستان کوتاه