دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
محمد
14 سال و 10 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 19 دقيقه قبلا تهرانيا انصاف مي كن خر تويي يا من
14 سال و 10 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 40 دقيقه قبلالا اي داور دانـــــــــا تــــو مـي دانـي كـه ايـرانــي چــه محـنـتها كشيد از دست اين تهران و تهراني
چـــــه طــرفـي بست ازين جمعيت جز پريشاني چــــه دانــد رهـبـري سـرگشـته ي صحراي ناداني
چرا مردي كند دعوي كسي كو كمتر است از زن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
تــــــو اي بــيــمار نـاداني چه هذيان و هدر گفتي برشتي كله ماهي خور به طوسي كله خر گفتي
قــــــمـــي را بـــد شمـردي اصفهاني را بتر گفتي جــوانــمــردان آذربـــايــجــان را تـــرك خـــر گـفتي
تــــرا آتـــش زدنــد و خود بر آن آتش زدي دامن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
تــــو اهــل پـايـتـخـتـي بـايـد اهـل معرفت باشي به فــكــر آبــــــرو و افــــتــخــــار مـمـلـكـت بـاشـي
چرا بيچاره مشدي وحشي و بي تربيـت باشي به نقص من چه خندي خود سراپا منقصت باشي
مرا اين بس كه مي دانم تميز دوست از دشمن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
تــــو از ايــن كـنـج شـيـرخـانـه و دكـان سـيـرابـــي به جز بدمستي و لاتي و الواطي چه دريابي
در اين كولژ كه ندهندت به جز ليسانس تون تابي نـخـواهـي بـوعـلـي سينا شد و بونصر فارابي
بــه گاه ادعـا گـويـي كـه ديـپـلم داري از لـندن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
تو عقل و هوش خود ديدي كه در غوغاي شهريور كـشيدند ازدوسو همسايگان در خاك مالشگر
بــه نـق و نـال هـم هـر روز حـال بـدكـنـي بـدتــــر كـنـون تـركـيـّه بـيـن و نـاز شـسـت تـُركـهـا بنگر
كـه چـون مـانـدنـد بـا آن مـوقـعـيّـت از بلا ايمن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
گمان كردم كه با من همدل و همدين و همدردي بـــه مـــردي بـا پـيـوسـتـم نـدانستم كه نامردي
چـــه گـويـم بـر سـرم بـا نـاجـوانـمردي چه آوردي اگر مي خواستي عيب زبان هم رفع مي كردي
ولي ما را ندانستي به خود هم كيش و هم ميهن
الا تـهـرانيا انصاف مـي كـن خـر تـويـي يـا مـن
بـــه شـهريــور مـه پـاريـن كـه طـيــّارات با تعجيل فرو مي ريخت چون طيرابابيلم به سرِسجّيل
چـه گويم اي همه سازِ تو بي قانون و هر دمبيل تــو را يكشـب نشد ساز و نوا در راديو تعطيل
تــرا تـنـــبـور و تنبك بر فلك