دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داستان عشق شیر و آهو شير نري دلباخته‏ ي آهوي ماده شد. شير نگران معشوق بود و مي ‏ترسيد بوسيله ي حيوانات ديگر دريده شود. از دور مواظبش بود ... پس چشم از آهو برنداشت تا يک بار كه از دور او را مي نگريست ، شيري را ديد كه به آهو حمله كرد . فوري از جا پريد و جلو آمد ديد ماده شيري است . چقدر زيبا بود ،گردني مانند مخمل سرخ و بدني زيبا و طناز داشت . با خود گفت : حتما گرسنه است. همان جا ايستاد و مجذوب زيبايي ماده شير شد . و هرگز نديد و هرگز نفهميد که آهو خورده شد.

1390/08/16 - 18:12
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)