آه باران.. ای امید جان بیداران... بر پلیدی ها... چیره خواهی شد؟؟؟ آه باران ریشه در اعماق اقیانوس ها دارد.. شاید... این گیسوی پریشان کرده بید وحشی باران. یا نه ، دریاست گویی ، واژگونه ، بر فراز شهر ، شهر سوگواران. هر زمانی که فرو می بارد از حد بیش ریشه در من می دواند پرسشی پیگیر ، با تشویش: رنگ این شب های وحشت را تواند شست آیا از دل یاران؟ چشم ها و چشمه ها خشک اند . روشنشی ها محو در تاریکی دلتنگ ، هم چنان که نام ها در ننگ! هر چه پیرامون ما غرق تباهی شد. آه باران ، ای امید جان بیداران! بر پلیدی ها که ما عمری ست در گرداب آن غرقیم آیا ، چیره خواهی شد؟؟؟ چیره خواهی شد؟؟؟
1390/08/17 - 13:33 در
شجریان