در اين دنيا تک و تنها شدم من ... گيا هي در دل صحرا شدم من چو مجنوني که از مردم گريزد... شتابان در پي ليلا شدم من چه بي ثمر مي خندم ...چه بي اثر مي گريم به نا کامي چرا رسوا شدم من ...چرا عاشق چرا شيدا شدم من من آن دير آشنا را ميشناسم ...من آن شيرين ادا را ميشناسم محبت بين ما کار خدا بود ... ازاين جا من خدا را مي شناسم چه بي ثمر مي خندم... چه بي اثر مي گريم به نا کامي چرا رسوا شدم من...چرا عاشق چرا شيداشدم من خوش آنروزي که اين دنيا سرايد...قيامت با حريم محشر ايد بگيرد دامن عدل الهي ...بپرسند کار عاشق کي برايد چه بي ثمر مي خندم ...چه بي اثر مي گريم به نا کامي چرا رسوا شدم من ...چرا عاشق چرا شيدا شدم من