دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

می ترسم از چشم تقدیر که با عینک ذره بینش آرزوهایم را کوهی ببیند و تمام عمر برویش برف بباراند ..! من هستم و پچ پچ شعرهای کودکانه ای که در راه مدرسه می خواندم به امید اینکه معدلم 20شود و من هرگز فکر نمی کردم بهای نوشتن آروزهایم در درس انشاء نگاه تلخ معلم بود و نمره 10...! شاید آرزوهایم از همان بچگی زود هوای پرواز به سرشان زده بود و معلم آن را بحساب آروزهای پدرم گذاشته بود...! من هستم و یک مشت کوچک از تمام سهمی که از زندگی دارم... یک مشت آرزو...

1390/08/19 - 01:30
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)