دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

باور کن این روزها سعی نمی کنم چیزی را فراموش کنم، اصلا سعی نمی کنم فکر کنم به چیزی، فقط گاهی که هجوم میارن به ذهنم، سعی می کنم ندیده بگیرمشان، انکارشان کنم، نهی کنم، خیلی با خودم کلنجار میروم که من آدمی هستم که گاهی می تواند اشتباه کند، گاهی می کند قدمش را اشتباهی بردارد، حتی انتخابهایش اشتباه باشند، باز به خودم نهیب میزنم که اشتباهی نبوده است، شاید لازم بوده که این چنین شود… میدانی فکرهای هستند که رسوب می کنند در روزمرگی، می ماند، برای همیشه تا ابد و گاهی که تلنگری میخورد به آنها می آیند بالا و هی از صبح تا شب با آنها درگیر می شوی و اصلا نمیتوانی جوابی به آنها بدهی، و باز آنها قهر می کنند و میروند همان ته و باز رسوب می کند این رسوبها گاهی خیلی سنگین می شوند و ماندگار آنقدر که جز اصلی روزمرگیت می شود و عادت می کنی به آنها به سنگینی اشان، حضورشان، به بودنشان و اگر نباشد دلت تنگ میشود برای آنها.. و میدانی که چقدر سخت است این دلتنگی های بی نشان و بی بهانه این روزها…

1390/08/19 - 22:23 در سیاه مشق های یک دیوانه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)