دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روزی ملا حسابی مریض شده بود و گمان میکرد که خواهد مرد. زنش را صدا زد و گفت: برو بهترین لباست را بپوش و خودت را حسابی آرایش کن! زن گریه کرد و گفت: مگر من زن بی وفایی هستم که بخواهم در موقع مردن شوهرم آرایش کنم؟ ملا گفت:نه منظورم چیز دیگری ست،میخواهم اگر عزراییل سراغ من آمد ترا آراسته ببیند و دست از سر من بردارد.

1390/08/19 - 22:42
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)