دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وقتی تکه های قلبم را روی پازل نگاه تو چیدم و غافلانه خندیدند، به خاطر اوردم نهایت تاریکی را که بی حضور جنبنده ای، تک ستاره ای چیدم که خود ،کهکشانی از فروغ های ابدیت بود... وقتی دریچه ی قلبم را گشودم و تو ارام دست گشودی و درـبی قراری را به رویم باز کردی،ارام و بی صدا ! و هیچکس نفهمید کلید قرار بی قراری ،در کدام نقطه ی احساس گم شد که فقط تو دیدی و من.و سکوت من بهانه ای شد برای فریادشان.

1390/08/20 - 00:10
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)