دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من باور کردم زیر و بم حادثه را ,باور کن ! بی صدا "بم" شدم تا تو "زیر" کنی تمام قصه های ناتمامم را . روبروی خودت پلک هایم را پارو کردم و مژه های خاک خورده را جارو زدم. و تو یادم دادی دل بردن را تا به نهایت بی انتهای گمنامی . و من هنوز مانده ام که چگونه دو راهی را بکشم تا جاده ی اشنایی ,تا خیابان سرنوشت ؟ و کوچه پس کوچه های دلم را با کدام رنگ این بهار خاطره کنم؟! کجای دیوار,نقطه ی اغاز تو را یادگاری بنویسم به تاریخ آن ثانیه...

1390/08/20 - 00:22
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)