دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

هیچگاه مثل آن لحظه آرام نبودم آنگاه که تو را در آغوش گرفتم.... زیباترین و پر احساس ترین لحظه زندگی ام بود..... لحظه ای که من و تو با هم به اوج عشق رسیدیم! لحظه ای که احساس کردم تو تنهای تنها برای من و قلب شکسته ام می باشی! لحظه ای که احساس کردم اینک یک اسیری در قلب مهربان تو می باشم.... آن لحظه احساس میکردم که یک عاشق واقعی هستم ، عاشقی که مدتها بود انتظار چنین عشقی را می کشید.... آنگاه که بر لبان تو بوسه زدم تلخی های زندگی همه از یادم رفتند و طعم شیرین زندگی و عشق را در کنار تو چشیدم! بوسه ای که خاکستر عشق را در وجودم من دوباره شعله ور کرد..... هیچ لحظه ای در زندگی ام مثل لحظه در آغوش گرفتنت و بوسیدن از آن لبان سرخت برایم زیبا نبود! با افتخار تو را در آغوش خویش بردم و با غرور بر لبانت بوسه زدم و با احساس آرامش عشق به تو گفتم عزیزم خیلی دوستت دارم.... سرت را بر روی شانه هایم گذاشتی و درد دلهای عاشقانه ات را در گوشم زمزمه میکردی و من تنها نشسته بودم و به درد دلهای عاشقانه ات گوش میکردم .... آن لحظه مانند پرنده ای بودم

1390/08/20 - 22:17
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)