دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از معلمم شنیدم صبح روز اول سال « با محبت جمله سازید. ‌»اولی قلم تراشید: « من محبت را دوست دارم ». دومی تنور دل بتفتید: « مادرم محبت است كلاً » سومی كه بود دلگیر: « محبت دروغ است » یک به یك جُمَل بخواندیم آخرین نفر ز جا خاست كودكی یتیم كمرو جامه اش دریده بر تن صورتش لهیده از غم فی المثل بودنش نبود او بود جمله را چنین شروع كرد: « خدا ما را دوست دارد » یاد دارم بهترین شد چون معلم گریه می كرد و می گفت: « بچه ها گفتم با محبت جمله سازید.‌»

1390/08/25 - 14:21
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)