دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ قرار از دل ابرها رفته است که میان پلک های من به اردیبهشتی ترین لحظه های باران رسیده اند دیگر نامه ای از دست باد نخواهم گرفت پیراهن آبی ات را نخواهم دید وتو سراسیمه از راه نمی رسی تاطرحی از چشم های من در دفترت ترسیم کنی صدایم کن، بگذار نامم به هوای دهانت آغشته شود من هنوز هم به آن دو پرنده فکر می کنم که در چشم های توبال بال می زنند ونمی دانند زنی که زیر باران گم شده بود دستهایش در آسمان جامانده وحالا پاره ای ابر سفید قلم به دست این شعر را تمام می کند.

1390/08/30 - 13:39 توسط موبایل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)