دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به تو از تو می نویسم به تو ای همیشه دریا ای همیشه از تو زنده لحظه های رفته برباد وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود وقتی از آزار پاییز برگو باغم گریه می کرد قاصد چشم تو آمد مژده روییدن آورد به تونامه می نویسم ای عزیز رفته از دست ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست ای همیشگی ترین عشق در حضور حضرت تو ای که می سوزم سرا پا تا عبد در حسرت تو به تو نامه می نویسم نامه ای نوشته بر باد که به اسم تو رسیدم قلمم به گریه افتاد ای تو یارم روزگارم گفتنیها با تو دارم ای تو یارم از گذشته یادگارم به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست در گریز ناگزیرم گریه شد معنی لبخند ما گذشتیم و شکستیم پشت سر پل های پیوند در عبور از مسلخ تن عشق ما از ما فنا بود باید از هم می گذشتین برتر از ما عشق ما بود ای تو یارم روزگارم گفتنیها با تو دارم ای تو یارم از گذشته یادگارم به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست

1390/09/01 - 00:19 در هذيان با آيينه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)