جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ آزاده ایــرانی تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان، من یک فمینیست هستم.
14 سال و 10 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 57 دقيقه قبلاولین بارجرقه های فمینیسم من در سن کودکی زده شد وقتی دیدم که مادر بزرگم
پسرهای فامیل را شومبول طلا خطاب می کند و آنها حق دارند با شورت دور حیاط
بدوند ولی اگر من جوری بنشینم که دامنم درست نباشد همه بسیج می شوند تا دامن
مرا روی پاهای کودکانه و بی خبرم بکشند و مدام گوشزد کنند که درست بنشین.
ذهن پنج سالهی من نفهمید ( هنوز هم نمی فهمد) که چرا آن چیزی که وسط پای پسر
عمه ام است باید با لفظ طلا آراسته شود و حتی گاهی با الفاظ ( شومبولتو بخورم)
خورده شود ولی آن چه من دارم مایهی شرمساری است و باید پوشانده شود.
ذهن پنج ساله ی من حتی وقتی ده ساله شد نفهمید که چرا آنها باید راحت ته کوچه
دوچرخه سواری کنند و من با هزار مکافات ویواشکی رکاب بزنم و روپوش و روسری ام
مدام توی چرخ گیر کند و زمین بخورم و همه به من بخندند.
او هرگز نفهمید چرا وقتی بالغ شدم و آن دو جوانه ی سرکش در سینه هایم رویید
باید آن را زیر مقتعه ی چانه دار بلند و روپوش گشاد پنهان کنم و قوز کنم تا
برجستگی های بدنم را از چشم ها بپوشانم.
ذهن من هرگز نفهمید چرا هرچه مربوط به زنانگی من است زشت و پنهانی و گناه آلود
است و هرچه مربوط به مردانگی پسر هاست قابل افتخار و ستودنی و حتی به روایتی
خوردنی است.
ذهن من هنوز پنج ساله است، نمی فهمد چرا به عنوان یک دختر ناقص و نیمه است؛ نمی
فهمد چرا همه برایش دنبال شوهر می گردند فکر می کنند که بدون مرد کامل نیست.
نمی فهمد چرا مادرش مدام می پرسد این پسره کیه که هر شب زنگ می زند؟ اگر دوستت
داره باید بیاد خواستگاریت.
او آنقدر بچه است که فقط برای پوز زنی مادرش به آن پسر میگوید بیا خواستگاریم
والکی الکی زن مردی میشود که دوستش ندارد.
او حتی نمی فهمد چرا در خانوادهی آن مرد، مردها یک طرف مجلس عرق می خورند و
بحث سیاسی می کنند و زنها طرف دیگر ظرف میشورند و مزخرف میبافند.
زیبا بود .. این واقعیت جامعه ما هست ...
14 سال و 10 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 56 دقيقه قبلاو نمی فهمد که چرا شوهرش التماس میکند که لطفا جلوی فامیل من سیگار نکش وقتی
14 سال و 10 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 55 دقيقه قبلخودش می کشد. او نمی فهمد چرا سیگارکشیدن مرد درست است و سیگار کشیدن زن نا
درست.
او نمی فهمد چرا وقتی مردش را نمیخواهد سالها باید دنبال طلاق بدود در حالیکه
اگر مرد بود در یک هفته می توانست زنش را طلاق بدهد
ذهن من هنوز پنج ساله است. این ذهن پنج ساله دو برابر پسر های هم دوره اش زحمت
کشیدتا دانشگاه برود ، آنها خرخون لقبش دادند.
این ذهن پنج ساله بین همه ی دانشجوهای ورودیاش شاگرد اول شد تهمت زدند که
معلوم نیست با کدام استاد روی هم ریخته است.
بعدها مجبور شد هر تشخیص را دو بار تکرار کند برای آنکه چون زن بود حرفش نصف یک
مرد ارزش داشت.
مجبور شد از زبان یک پزشک همکار( که زن بود )بشنود که پیش دکتر زن نرو، زن ها
همه بیسوادن و هیچ نگوید و دم نزند.
مجبور شد دو برابر تلاش کند تانامش نصف اعتباری که باید را بیابد.
مجبور شد دو برابر مردها خوب رانندگی کند تامبادا تصادف کند و این جمله را
بشنود که ”زنها دست به فرمون ندارند”.
مجبور شد دوبرابر مردهای دور و برش کار کند و دو برابر آنها موفق شود و دو
برابر آنها پول دربیاورد و آخر هم ” زن بی سر پرست” نامیده شود.
مجبور شد دو برابر مردها وبلاگ بنویسد تا صدایش به جایی برسد و آخر سر هم متهم
شود که زنانه نویسی می کند و در واقع “مرد” است..
از همهی اینها گذشته، نگارنده زن خوشبختی محسوب می شود. در خانواده ای مرفه و
غیرمذهبی بدنیا آمده ، امکان تحصیل و امکان فرار از آن چهارچوب های غیر منصفانه
وزشت را داشته است. او هرگز کتک نخورده و نفقه نخواسته و حضانت طفلی را از دست
نداده است.
با این همه زخمی و خسته است.
خسته است از اینکه از زبان
من شنیدم از شیرین عبادیه
14 سال و 10 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 54 دقيقه قبلخسته است از جامعهای که اگر زنی مورد خیانت قرار گرفت به او توصیه می کند که
14 سال و 10 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 53 دقيقه قبلصبوری کند و خانمی پیشه کند و بیشتر به مردش توجه کند.
خسته است از جامعهای که سزای خیانت در آن برای مرد توجه بیشتر و برای زن
سنگسار است.
خسته است از جامعهای که زن هایش قوز کرده و ترسیده و تهدید شده اند و مردهایش
باافتخار لگن خاصره شان را جلو می دهند و به شومبول های طلای خود می نازند و به
خودشان جرات می دهند به زن ها یی که دو برابر آنها قد کشیده اند لقب کوتولگی
بدهند.
خسته است از جامعهای که زنهایش به کوتولگی خود افتخار میکنند و حاضرنیستند
بهای قد کشیدنشان را بپردازند و هنوز افسوس تازیانه و تسبیح و ته دیگ را می
خورند.
بر او ببخشایید او خسته است ازجامعهای که حتی معنی فمینیست را نمیداند.
* شیرین عبادی*
خواهش عزیزم.
14 سال و 10 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 51 دقيقه قبلآنا جان من اشتباه نوشتم آخه همزمان داشتم یه مطلب از سیمین بهبهانی می خوندم اشتباه نوشتم سیمین بهبهانی شرمنده
14 سال و 10 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 51 دقيقه قبلزیبا بود
14 سال و 10 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 37 دقيقه قبل