دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نشد یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه من باشم و اون باشه و یک شب مهتابی باشه نشد یه جا بمونه و آخر بشه مال خودم حتی یه بار یادش نموند ماه و روز تولدم با همه التماس من نشد دیگه نره سفر شعرام به جز اون روی هر دیوونه ای گذاشت اثر نشد برم بغل بغل واسش شقایق بچینم نه این که من نخوام برم، نذاشت گلا رو ببینم نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم یکی میگفت خواب دیده که، اون گفته عاشقش میشم اما نشد قسمت ما یه لحظه ی روشن و خوش پیغام واسش فرستادم بیا و باز منو بُکُش نشد که نشکنه بازم این چینی شکستنی هیچ جای دنیا ندیدم، عجب چشای روشنی باور نکرد یه مژه شو به صدتا دنیا نمیدم یه تار مو خواستم نداد، گفت به تو دریا نمیدم راست میگه هر چی اون بگه، من کجا و دیوونگی چه جور به حرفش گوش کنم،اون گفت بچسب به زندگی خلاصه که آخر نشد ما گل سرخ و بو کنیم

1390/09/05 - 19:30
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)