دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ چشم هایم را قربانت میكنـم شایـد بی واسطـه بیـایی دست هایت آشیــانه مهـر شـود . روزها را اگـر به یـاد تو نباشـم چگـونه سر شونـد و شبها را اگـر به یـاد تو نخوابم چقـدر تاریكـم . می دانی ، گنجشكهـا هم عاشـق می شونـد وگـرنه هـر صبح بـرای كـه بـال می گشـاینـد؟ آسمان هم باید عاشـق باشـد كه این چنیـن بی مضایقـه می بـارد . بگـذار بی پرده سخن بگویم ، بگذار آنقـدر از تو پر شـوم كه دیگر جایـی برای خودم نماند ... چه می شود همه اش تو باشی و همه اش نام تو باشد اصلا اگر تو نباشی مگر بودن من معنـا می دهد ؟

1390/09/06 - 01:32
1 ديدگاه
✔کتــ☾ــے ...

گاهی وقت ها كـه به دلـم سرك میـكشم می بینـم كه تویی ، فقط تو، "ساكن این شهر ویران" .



نمی دانم ، نمی دانم چرا اینقدر برایم بزرگی و من چرا اینقـدر به مهربانیـت عاشقـم .



حرف های تنهایی ام اگر به گوش تو نرسد چقـدر بیچـاره ام و ایـن سیـاه مشـق غـم آلـودم را اگـر


تو نخـوانی چـه كـس بخـواند .



به خاطر تو هم كه شده آنقدر می نویسم كه دستهایم از كار بیفتند و چشم هایم خاموش شوند.



راستی ،اگر ابرها نبارند چه به روز گلها می آید و ستاره ها اگر نباشند به كدامین روشنایی


بایستی كه دل بست ،


همیشه باید یك چیز عزیز باشد ، یك حضور بزرگ ، یك حس خوب كه بهانه اش بمانی ،


همیشه باید یك چیزی باشد كه نگهت دارد


چیزی مثل محبت ، عاطفه ، دوستی ، عشـق ، ...


وگر نه ؛


"هیچ كس در زادگاهش نمی ماند"

14 سال و 10 ماه و 19 ساعت و 4 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)