دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@•– - Mαт - – باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا... جوي و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا... وقتی نگاه من به تو افتاد، سرنوشت تصدیق گفته هاي « هِگِل » بود و ما دو تا... روز قرارِ اول و میز و سکوت و چاي سنگینی هواي هتل بود و ما دو تا ... افتاد روي میز ورق هاي سرنوشت فنجان و فال و بی بی و دِل بود و ما دو تا ... کم کم زمانه داشت به هم می رساندمان در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا... تا آفتاب زد همه جا تار شد برام دنیا چه قدر سرد و کسل بود و ما دو تا،... از خواب می پریم که این ماجرا فقط یک آرزوي مانده به دِل بود و ما دو تا...

1390/09/06 - 16:34 در دوره

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)