دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کاش مي شد خالي از تشويش بود برگ سبزي تحفه ي درويش بود کاش تا دل مي گرفت و مي شکست عشق مي آمد کنارش مي نشست کاش با هر دل , دلي پيوند داشت هر نگاهي يک سبد لبخند داشت کاش لبخندها پايان نداشت سفره ها تشويش آب ونان نداشت کاش مي شد ناز را دزديد و برد بوسه رابا غنچه هايش چيد و برد کاش ديواري ميان ما نبود بلکه مي شد آن طرف تر را سرود کاش من هم يک قناري مي شدم درتب آواز جاري مي شدم آي مردم من غريبستاني ام امتداد لحظه اي بارانيم شهر من آن سو تر از پروازهاست در حريم آبي افسانه هاست

1390/09/08 - 13:26
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)