نمی دانم تا چند روز آفتابی باید منتظر باران بود؟ كویر هم باید پایانی داشته باشد .... من هر چه پشت پنجره انتظار می كشم باران نمی بارد ! روزهای بارانی را از بچگی دوست می داشتم همیشه یادم هست كه چه روزهای كودكانه ای بود ... من و كفشهای گل گرفته و لباس خیس ! دلم برای روزهای بی نیازی تنگ شده است ! راستی تا به حال فكر كرده ای بچها تا چه اندازه نیازمن و تا چه اندازه بی نیازند ؟!.. دلم به راستی گاهی تنگ می شود .. . از صدای شكستن یك ظرف گاهی .... از سكوت خانه گاهی ... از مرداب ذهن مردم شهر ... از سكوت دل خویش گاهی دلم میگیرد