دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه خوشخیال بودم، که همیشه فکر میکردم، در قلب تو، محکومم، به حبس ابد . . .!! به یکباره جا خوردم وقتی . . . زندان بان بر سرم فریاد زد؟ هی تو . . . آزادی!! و صدای گام های غریبه ای که به سلولم می آمد. . . !

1390/09/09 - 23:52 در تنهایی من
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)