دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چقدر دوست داشتم حرفهایم رابفهمی ، نگاهایم رادرک کنی . چقدر دوست داشتم یک بارازمن می پرسیدی چرانگاه هایت اینقدرغمگین است؟ چرارفتارهایت اینقدر بی رنگ است؟ اماافسوس هچکس نبود و همیشه من بودم ، من وتنهایی و دفتری پراز خاطرات ... آری باتوهستم ، تویی که بی تفاوت ازکنارم گذشتی وحتی یکبار هم نپرسیدی چرا چشمهای تو همیشه بارانی ست؟

1390/09/10 - 22:41
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)