دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اگر دستی نیست برای آنکه اشکهایم را از گونه هایم پاک کند ای باران تو میتوانی با قطره هایت اشکهایی که از گونه هایم سرازیر شده است را پاک کنی.... اگر کسی نیست که در کنار من قدم بزند و با من درد دل کن ، ای باران تو بیا بر من ببار تا خیس خیس شوم ، خیس تر از پرنده ای تنها که بر روی بام خانه دلتنگی ها نشسته است و خسته است...... اگر بغض گلویم را گرفته است تنها یک آرزو برای خالی شدن خودم دارم ، آرزوی غروب و باران را دارم..... کاش غروبی بیاید همراه با باران برای خالی شدنم و ای کاش و کاش و کاش یارم نیز در کنار آن دو باشد....... اما افسوس که او مثل یک پرستوی تنها سفر کرده است ، مرا تنها گذاشته است ، چشمهای مرا بارانی کرده است ، و دل مرا غمگین کرده است...... باران بیا تا با هم خالی شویم ،

1390/09/11 - 00:55
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)