دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گاهی زندگی آنقدر وحشی میشود که که دیگر توان تحمل زخمهایش را نداری میشوی یک آدم وحشت زده که در سیاهی مبهم با آخرین قطره های انرژی اش بدون هیچ فرصتی برای فکر کردن بی اختیار میدود و خودش را به هر در بسته ای می کوبد شاید یکی از درها باز شود اما باز نمی شود و خسته تر و وحشت زده تر میخزی به کنج یک تاریکی که کمی مهربان تر به نظر میرسد و خودت را پنهان میکنی، تا آرام آرام در آن سیاهی حتی خودت را هم یادت برود .

1390/09/11 - 14:17
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)