دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

با رقيب آمد و اين غمکده را در زد و رفت ... در نزد آتش غيرت به دلم در زد و رفت ... ! ( محتشم کاشاني )

1390/09/11 - 15:25 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

با رقيب آمد و اين غمکده را در زد و رفت
در نزد آتش غيرت به دلم در زد و رفت

جست برقي و به جان طمع آتش زد و سوخت
دي که ساغر زده از کلبه‌ي من سر زد و رفت

آتشي سر زد و شدشمع طرب خانه‌ي دل
مرغ جان آمد و گرد سر او پر زد و رفت

ميزد او خود در صحبت چو من از بي‌صبري
در تکليف زدم بر در ديگر زد و رفت

خواستم در سر مستي شومش دامن‌گير
ناگهان سر زد و دامن به ميان بر زد و رفت

آن که ساغر زده از مجلس غير آمده بود
وه که در مجلس ما سنگ به ساغر زد و رفت

آشکارا به رخ خاکي من پاي نهاد
سکه‌ي مهر من غم زده بر زر زد و رفت

ملتفت گرچه به سمبل شدن صيد نشد
ناوک افکند و دويد از پي و خنجر زد و رفت

گفتمش مرغ دلم راست به پا رشته‌ي دراز
گرهي بر سر آن زلف معنبر زد و رفت

14 سال و 9 ماه و 18 روز و 23 ساعت و 29 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)