دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در بعضی از مقاتل می گوید وقتی امام در گودال افتاده بود درخواست آب نمود. هلال می گوید مشک کوچکی برداشتم تا آن حضرت را آب دهم. دیدم شمر از قتلگاه بیرون می آید. پرسید چه قصد داری؟ جریان را بازگو کردم. گفت من حسین را کشتم. گفتم چرا می لرزی؟ گفت وقت جدا کردن سر ناله زنی را شنیدم که می فرمود: وا ولداه واثمرة فؤاده... فهمیدم ناله مادرش زهراست... فدای دلت بانو

1390/09/15 - 17:17 در عاشقان امام حسین
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)