دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زنی را می شناسم که آنقدر ها هم دور از چشم نيست زنی که تمام روزهای بی حوصلگیش جمله خلاصه شدند در شوقی محکوم به مرگ! زن که باشي درد که داشته باشي عاشق که باشي عاشقیت گناه هم که باشد!!!! آنوقت محکومی به مرگ! و مرگ تنها طناب دار نيست...یا سنگسار مرگ همین لحظه های دلتنگی ست که گلوی دوستت دارم ها را می فشارد مرگ همین بغضهای نیمه شبان است که درد را هجی می کنند زن که باشي تنها هم که باشي عاشق هم که باشي... دست خودت نيست...خواهی نخواهی درد می کشی

1390/09/17 - 00:53 در بی مخاطب
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)