دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خاطرات دبيرستان گل آقا : دوستان يادمه اون زمون ما زياد سر كلاسها نبوديم از خيلي درس ها هم خوشمون نميومد يه روز تو يه كلاسي مچمو معلم بد رقم گرفت و ما رو بد جور ضايع كرد. آره كلاس زبان انگليسي بود نامرد اين معلمه يه هيكلي داشت عجيب از تهديد و اين جور چيزا هم نمي ترسيد خدا شاهده يه روز دستشو برد طرف كمرش يه جاقو درآورد كه همه جفت كرديم بابا مثلا اون موقع ما برا خودمون كسي بود . بگذريم اين هر وقت خدا ميومد من چون انگليسيم بد رقم ضعيف بود چند تا از بچه هاي بلند قد رو مي آوردم جلو ميز خود تا از ديدش مخفي باشم . اين روش خوب جواب ميداد يه روز به خيال اينكه بازم مثل قبل متوجه من نميشه موچمو گرفت گفت فلاني چرا گوش نميدي هي .... ( اگه گفتي چيكار مي كردم ؟ ) هر وقت هم كه يادش مي افتم

1390/09/17 - 02:04
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)