نگاه کن که غم درون دیده ام _چگونه قطره قطره آب می شود _ چگونه سایه سیاه و سرکشم _ اسیر دست آفتاب می شود _ نگاه کن تمام هستیم خراب می شود _ شراره ای مرا به کوه می کشد _ شراره ای مرا به کام می برد _ مرا به اوج می برد _ مرابه دام میکشد _ نگاه کن تمام آسمان من _ پر از شهاب می شود _ تو آمدی ز دورها،ز دورها _ ز سرزمین عطرها و نورها _ نشاده ای مرا کنون _ به زورقی ز اوجها _ ز ابرها و نورها _مرا ببر امید دلنواز من _ مرا ببر به شهر شعرها و شورها _به راه پر ستاره می کشانیم _ فراتر از ستاره می نشانیم _ فراتر از ستاره، باز فراتر _ نگاه کن،گاه کن من از ستاره سوختم _ لبالب از ستارگان شب شدم _ چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل _ ستاره چین برکه های شب شدم _