دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دوستت دارم را بارها از زبانم شنیدی هربار یک معجزه تکراری تو نیز بارها گفته بودی " دوستت دارم " چه فایده که اینگونه آهسته و بی صدا ترکم میکنی... همچون مسافری غریب به غربت دلم پا گذاردی آن روز آسمان غربت رنگ " آشنایی " به خود گرفت گفتم بمان که نه تنها باشیم و نه غریب اما تو مسافر بودی و عازم دیار فرار تو رفتی و جای پایت در صفحه های زندگیم نقش یک عشق نا تمام را حک کرد اشک هایم را بدرقه ی راهت کردم که شاید آن مسافری باشی که روزی باز میگردد افسوس!اشک هایم در راهت خشک شد بدون اثری

1390/09/19 - 08:21
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)