دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من هنوز منتظرم که کسی در خانه را بزند اما جز باد و باران و سیاهی شب با صدای گرگ کسی نیست ، میترسم شاید برای همیشه قالب خالی خانه پر نشود و پرنده ازاد نشود ... در چوبی و همان قلم و کاعذ که همیشه روی میز بود .... و من .. سایه یک ادم که شب در حرکت و روحی سوار با تنی لاجور که گوی هیچ وقت زاده نشده .. لیوانی پر اب و تخت خوابی که همیشه خالی است و کاعذ های پاره که روزی نوشته شده ....

1390/09/20 - 20:33
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)