دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

باز دوباره سیاهی آسمان کبود دلخوشی مرا با خود به یغما میبرد. دوباره گریه های ابرها سکوت و بهت وحشتناک را برایم به ارمغان می آورند. دیگر خبری از شبنمهای نقره ای روی گلهای اقاقی نیست. دیگر هیچ قطره ی بارانی رقصان و باعشوه به سوی زمین نمی آید..قطره های باران هم دلگیرند از اینهمه دلگیری دیگر صدای آواز کبوتر های عشق به گوش نمیرسد آیا کبوتر ها مرده اند؟ و.دیگر پروانه ای پرواز نمیکند و هیچ گلی زیباییش را به رخ این و آن نمیکشد... از آسمان شهرمان سنگ میبارد و من سقف لبخندی را کم دارم

1390/09/20 - 21:08
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)