دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دلم می خواست برای یکبار برای یکبارهم که شده دستهای مهربانت رابه امانت برروی شانه هایم بگذاری تا گرمی داشتن تکیه گاهی مهربان راحس کنم . صدای قدم هایت راکه میشنوم تمام صداها درنظرم بی معنا جلوه می کنند . ای بهترین تمام لحظاتم. درسکوت روزهای زندگی ام ودرتاریکی شبهای بی کسی ام ازتوسخن می گویم . تمام لحظات دلتنگی ام بهانه ی تورامیگیرند برای امدنت لحظه ها نیز لحظه شماری میکنند وبرای دیدن دوباره ات تمام دیده ها بی تابی .

1390/09/20 - 23:17 در بی مخاطب
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)