دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نها تو هستی كه دستهای لبریز از مهرت را در دستان تشنهً محبت من می گذاری فقط تو دردهای كهنه و سر باز زدهً تنهای ام را التیام می بخشی ای همنوا با صبح می دانی كه من در مكتب تو عشق را آموختم وبا وجود گرم تو معنای لطیف آفرینش را لمس كردم این تو بودی كه دم مسیحای خود را در كالبد یخ بسته و كرخ من دمیدی وزندگانی را متولد كردی وهستی رویاندی خودت خوب می دانی كه دوست داشتنی ترین موجود این زمانه و هر زمان دیگری ای مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا د ر

1390/09/22 - 09:12
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)