دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ولی یه بار قوری چای رو ، روی پای بابام کپ کردم یه کلمه حرفم بهم نزد فقط نگاهم کرد... بد جور ساق پاش تاول زد ... هنوزم یادش میفتم دلم پر غم میشه ... کاش میزد توی گوشم ...

1390/09/22 - 15:23 در چهار راه
17 ديدگاه
sahar

امیر اقا شما لطف نکنی در حقه بابات بهتره بیچاره پوستو استخون شده از دستت.دیگه چه بلاهایی سرش اوردی؟

14 سال و 9 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 35 دقيقه قبل
♥ tannaz ♥

سحـــــــــــــــــــــــــــــــــر

14 سال و 9 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 32 دقيقه قبل
Yashil

هدفت از زندگی چیه؟؟؟؟آخه بابات چه گناهی کرده که همچین شازده ای داره!!!!!!!!!

14 سال و 9 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 32 دقيقه قبل
♥ tannaz ♥

امیر جان عاشقشی قبول..اما از این به بعد خودم براش چایی میبرم عزیزم

14 سال و 9 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 28 دقيقه قبل
امیر کریمی

امیر من خودم شرمندم دیگه اینقدر به روم نیارید

14 سال و 9 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 27 دقيقه قبل
♥ tannaz ♥

شرمنده نشو دیگه..ببین سحر هم دست نوازش داره میکشه به سرت

14 سال و 9 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 18 دقيقه قبل
♥ tannaz ♥

نهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
لطفت کم نشه ....نمیخوام...ممنون
همون پای باباتو سوزوندی بسه

14 سال و 9 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 17 دقيقه قبل
امیر کریمی

نه من بایددرجواب محبتات برات چای بریزم

14 سال و 9 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 14 دقيقه قبل
♥ tannaz ♥

نه نه...شما جور ِ دیگه هم میتونی محبتامو جبران کنی...فقط دورو ورِ چایی و قوری نرو لطفاً

14 سال و 9 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 9 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)