دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رهایم کن برو ای عشق از جانم چه میخواهی به سوهان غمت روح مرا پیوسته می کاهی مگر جز مهربانی از تو و چشمت چه میخواهم تو خود از هر کس بهتر از احساس من آگاهی نیازی نیست تا پنهان کنی از من نگاهت را گواهی میدهم قلبم مرا دیگر نمی خواهی غزل هایم زمانی روی لبهای تو جاری بود ولی امروز در چشمت نمی ارزم پر کاهی دلم خوش بود گهگاهی برایت شعر میخوانم تو هم سر میزدی آن روزها از کوچه ها گاهی برو هر جا که میخواهی برو آسوده باش اما مواظب باش مثل من نیوفتی در چنین چاهی

1390/09/25 - 23:43
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)