دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کابوس شوم ، تلخی باران ویک گناه شیطان وزلف های پریشان ویک گناه تردید ، انتقام ، قدم های بی صدا ...آن روزها تمام درختان ویک گناه یادش نبود کوچه ی چندم پلاک چند خورشید نیمه سوز خیابان ویک گناه ذهنش پراست از همه ی خاطرات ها در گیرودار وسوسه ی نان ویک گناه مردی که رفته بود ، زنی خسته از همه خشکی گل ، غریبی گلدان ویک گناه حالا طناب گردن او راگرفته است بالای دار،تلخی باران ویک گناه

1390/09/26 - 00:09
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)