دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شیخ در بستر مریضی و رو به مرگ بود. یاران را فراخواند تا فلان کتاب را برای او آورند. مریدان گفتند: شیخا، شما که در زمره‌ی مرگ هستید، کتاب به چه کار آید؟ شیخ پاسخ داد: فلان چیز در کتاب است که نمی دانم، بدانم و بمیرم بهتر است یا ندانم و بمیرم؟ یکی از یاران جواب داد: مگر خدا به شما علم لایتنهایی نداده است؟ چند لحظه سکوت برقرار شد. همه منتظر پاسخ بودند. شیخ گفت: کون گشاد. نمی‌خوای از جات بلند شی، زر اضافی نزن. یاران می‌خواستند نعره بزنند، ولی شیخ تهدید کرد اگه کسی جیکش در بیاد با پشت دست محکم می‌زنه تو دهنش!!!

1390/09/26 - 01:03
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)