دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

majid
majid
mjmaleki

باهم... میانه‌ی شب... در رؤیا بودم كه قناری آمد كنارم در چشمان‌اش نگریستم تو آن‌جا بودی محو چون رؤیا شیدا چون عشق گفتم: (چه می‌خواهی؟) گفت: (از رؤیای‌ات بیرون آی) بیرون آمدم پس خویشتن را میانه‌ی رؤیایی دیگر یافتم و قناری، در شكوه شبانه قهقه‌ای سر داد و چشمان‌اش را برای‌ام گشود تو آن‌جا بودی ... بودیم شبانه باهم و در قلب عشق محو شدیم باهم.

1390/09/26 - 21:04
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)