دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

می آمدم و کله ی من گیج و منگ بود انگار جیوه در دل من آب می کنند/ پیچیده صحنه های زمین و زمان به هم /خاموش و خوفناک همه می گریختند/ می گشت آسمان که بکوبد به مغز من/ دنیا به پیش چشم گنهکار من سیاه /وز هر شکاف و رخنه ی ماشین غریو باد/ یک ناله ی ضعیف هم از پی دوان دوان می آمد و به مغز من آهسته می خلید: تنها شدی پسر. (((( باز آمدم به خانه، چه حالی! نگفتنی دیدم نشسته مثل همیشه کنار حوض پیراهن پلید مرا باز شسته بود/ انگار خنده کرد ولی دل شکسته بود: بردی مرا به خاک سپردی و آمدی؟ تنها نمی گذارمت ای بینوا پسر /می خواستم به خنده درآیم به اشتباه/ اما خیال بود

1390/09/27 - 16:27 در مادر...
1 ديدگاه
♥ tannaz ♥

هربار این شعر استاد شهریار و میخونم حالم گرفته میشه

14 سال و 9 ماه و 3 روز و 2 ساعت و 56 دقيقه قبل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)