دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بی گفتگو خزانی در ماست به شتابی ممكن برگها دراینه ای زرد فرو می ریزند در اتش بامدادی خود به روزگار پاییز در امده ایم با خاموشی وبهتی شامگاهان شرم خویش به خانه می بریم زادن در فصلی چنین گوئی شكوهش چندان كه بیهده بود ما در چشم زمان ایستاده ایم

1390/09/29 - 11:50
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)