این همه خواستن دستات بدون حتی نوازش میدونم که خنده داره واسته توگریه دردام میگذری از منو میری اما باز من بر میگردم میدونم برات عجیبه من با اون همه غرورم پیش همه بدیهام چجوری بازم صبورم میدونم واست سئواله که چرا پیشت حقیرم دور میشی منو نبینی باز سراغتو میگیرم میدونی چرا همیشه من بدهکار تو میشم وقتی نیستیم یک جوری با خیالت راضی میشم میدونی واسه چی از تو میبینم میخندم تا نبینی گریه هامو هر دو چشمامو می بندم چاره ای جز این ندارم اخه خون شدی تو رگهام میمرم اگه نباشی بی تو من بدجوری تنهام میدونم یک روز میفهمی روزی که دنیا رو گشتی من چه جوری تو رو خواستم تو چجور از من گذشتی
1390/10/01 - 17:08 در
میکده