دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کودکیهایمان بخیر...انگشت هایم را سمت تو غلاف میکردم ... تو هفت / سنگ ِ مرا به سینه ات میزدی ... من از گرگ های تو به هوا میپریدم ... دوچرخه سواری را روی زانوی زخم شده ی هم آموختیم.... آنقدرخوب رکاب زدیم که جایی برای برگشت نبود ... حالا بیا تمام ِ بی کسی های مرا سُک سُک کن..ا

1390/10/04 - 09:53 در چهار راه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)