دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی..... او نه چشم های خیس و شسته ام را ، نه نگاه دیگرم را ، هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده

1390/10/05 - 20:20 در دوره
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)