دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روزی از این روزها خواهم رفت ... اما آن روز دیگـــر حتما خودم هم شعر شده ام ... بسکه روز و شب به شعر کشیدم ات ، بسکه خاطراتت را هر شب به سینه چسباندم و به بستر بردم... آنروز دفتر شعرم برایت شهادت میدهد ... چه ها بر سرش میآوردم تا پا بکشم از خطی به خطی ، صفحه ای به صفحه ای ... آنروز من شعر خواهم مرد و ( تو ) شعـــــر خواهی ماند ... مرا در خاک خفظ کنند و ( تو ) را در سینه ... آری هردو شعــــــــر خواهیم بود ، اما تو باز تورا عده ای خواندند ، عده ای خواستند مارا که نه خواستند و نه خوانند ... هیچکس دفتر این دل ما را ورقی هم نزد تا بداند چه میکشیم و چه میگوییم... بازهم مثل همیشه دلم که میگیرد مزخرف زیاد مینویسیم ..

1390/10/07 - 15:25
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)