دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دفعه پيش كه در كوچه پس كوچه هاي زندگي گم شده بودم با خودم عهد كرده بودم كه اگر بيابمت رهايت نخواهم كرد. گفته بودم دستهايت را محكم مي گيرم و هر كجا كه بروي مي آيم هر كجا كه با شي خواهم بود. هر كه را دوست بداري دوست خواهم داشت و هر كه را دشمن بداري دشمن. اما نمي دانم نمي دانم كجاي قصه از دستان تو جا ماندم. نمي دانم در كدام لحظه حيات جاي پا ها يت را گم كردم. حالا هي مي گردم هي مي گردم اما پيدايت نمي كنم. مي دانم كه مي داني چه سخت است نداشتن تو نه حتي دور بودن از تو مي شود يك لطفي در حقم بكني ؟؟ مي شود تو پيدايم كني؟ اصلا مي شود اينبار تو دستم را رها نكني؟ مي دانم خواسته زيادي است اما مي شود ...... من آنقدر شيطان و بازيگوشم كه حواسم به هيچ چيز نيست مي شود تو حواست به من باشد؟ راستش فكر مي كنم سر به مهرترين آدمها هم اگر تو نگاهشان نداري با نيروي گريز از مركز انسان بودن به دوردست ها پرتاب مي شوند. مي شود.؟؟؟

1390/10/08 - 10:22 در عاشقانه زیستن
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)