دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

این غزلها همه جانپاره ی دنیای منند پیش از آنی كه به یك شعله بسوزانمشان باز هم گوش سپردم به صدای غمشان هر غزل گر چه خود از دردی و داغی می سوخت دیدنی داشت ولی سوختن با همشان ..

1390/10/09 - 13:05
1 ديدگاه
vahidsamin

گفتی از خسته ترین حنجره ها می آمد

بغضشان شیونشان ضجه ی زیر و بمشان

نه شنیدی و مباد آنكه ببینی روزی

ماتمی را كه به جان داشتم از ماتمشان

زخم ها خیره تر از چشم تو را می جستند

تو نبودی كه به حرفی بزنی مرهمشان

این غزلها همه جانپاره های دنیای منند

لیك با این همه از بهر تو می خواهمشان

گر ندارد زبانی كه تو را شاد كنند

بی صدا باد دگر زمزمه ی مبهمشان

فکر نفرین به آنها همه در ذهن غزل هایم بود

كه دگر تاب نیاوردم و سوزاندمشان

14 سال و 8 ماه و 20 روز و 17 ساعت و 58 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)