دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ و من برگ بودم که باران گرفت/ و دیدم که این قصه پایان گرفت/ بهار تو آمد به دیدار من/ و آخر مرا از زمستان گرفت/ کویر تنت را به باران زدند/ تن آسمان را عطش جان گرفت/ تو میرفتی و چشم من چشمه بود/ و من خیس بودم که باران گرفت/ عجب بارشی بود بر جان من/ که چون رودی از عشق جریان گرفت/ هوای تو بود و خیال تو بود/ که دست مرا در خیابان گرفت/ حقیقت همین است ای نازنین / که چشمت غزل داد و ایمان گرفت/ تو و کوچه وآن زمستان سرد/ و من برگ بودم که طوفان گرفت….

1390/10/11 - 19:12
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)